سلام دوست جونای خوبم
فردا صبح یک روز سرنوشت سازه برای من
اومدم ملتمسانه ازتون بخوام برام دعا کنید
.
راستی این بلاگفا هم شیرین می زنه! بیست و چهارم بهمن اونم کله سحر یک پست گنده رو فرستادم اما انگار تا تهش نرفته بوده و پست توی میز کارم ثبت شده بود اما رو وبلاگ اگه شما هم دیدین منم دیدم.![]()
خب والا درگیر جنگ داخلی هستیم در حد خفن
اونم کی با کی؟
چهار تا خواهر شوهر با هم همچین آب روغن قاطی کردن که دیگه قابل تعریف نیست.![]()
ولی من توی این ماجرا فهمیدم که خدا حقتو درست و حسابی می گیره طوری که خودت بفهمی .بلاخره زجری رو که من یک مدت از این ۴ تا نا مهربون کشیدم داره سر تک تکشون میاره.![]()
امیدوارم غمی که توی دل من ریختن هیچوقت توی دلشون نیاد...
دعا یادتون نره خب؟![]()
+
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 0:20 توسط کلاغ پر سیاه
|

