تو رو خدا همین الان دعام کنید
خواهش می کنم![]()
پ۱:روز های تلخ و سخت و پر استرسی رو می گذرونم
...
کجای این جنگل شب
پنهون می شی خورشیدکم؟
پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم؟
چرا به من شک می کنی؟
من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو
دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقم رو ؟
پشت کدوم بهونه باز پنهون کنم هق هقم رو ؟
گریه نمی کنم نرو
آه نمی کشم بشین
حرف نمیزنم بمون
بغض نمی کنم ببین
سفر نکن خورشیدکم
ترک نکن من رو نرو
نبودنت مرگ منه
راهی این سفر نشو
نزار که عشق من و تو اینجا به آخر برسه
بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه
گریه نمی کنم نرو
آه نمی کشم بشین
حرف نمی زنم بمون
بغض نمی کنم ببین
نوازشم کن و ببین عشق می ریزه از صدام
صدام کن و ببین که باز اونچه می دن ترانه ها
اگر چه من به چشم تو کمم قدیمی ام گمم
آتشفشان عشقم و دریای پر تلاطمم
گریه نمی کنم نرو
آه نمی کشم بشین
حرف نمی زنم بمون
بغض نمی کنم ببین
داریوش
دعوا که نداریم با هم؟خب اومدم دیگه
البته با دستی پر از عکس
های شمال.
خب این عکس غروب زیبای دریا که دسترنج گوگولی جان می باشد.
بعدی عکس خوشگل و ناز گوگولیه
که خود خودم گرفتمش.![]()
این یکی عکس خیلی قشنگیه حتما ببینیدش البته دسترنج خودمه.![]()
این یکی هم ابرهای دوست داشتنیه منه
.
آخری هم یه عکس هنری .![]()
خب تموم شد .لطفا بگین از کدوم عکس بیشتر خوشتون اومده
خب دیگه دارم عکاس می شم
و نظر تماشاگرانم برام مهمه
.
هوای خونه ی ما آفتابیه و خورشید همینجوری بی رویه داره بر ما می تابه
.
یه قبض برق بیشعور (به قول گیلاسی)اومده به مبلغ ۳۸۸۰۰تومان.
گوگولی می گه کلاغی تو برق رو گاز میزنی؟![]()
آقا چه شمالی رفتیم ما
نرفته سرما خوردم خراب
بعدش هم شب اول ویلا گیرمون نیومد مجبور شدیم یه جای بد رو به خاطر ۱۰ ساعت ۱۰۰ تومن اجاره کنیم![]()
بعد شب دوم رفتیم خزرشهر و ویلا اجاره کردیم که اون شب از شانس...ما برق رفت و تا صبح دم کشیدیم از گرما
.
ولی یه عالمه عکس گرفتم که نمی دونم چرا آپلود نمیشه شاید چون حجمشون بالاست
.
بعد هم دلم برای همتون تنگ شده همه لطفا یه بوس بدن
البته فقط خانم ها.
با اینکه می دونم خواننده مرد ندارم به جز آقای شیخ حق گو که اونم چند وقتیه که خبرشون رو ندارم.
خبر دیگه اینکه سخت زغال اخته شدم و همه می گن با نمک شدم![]()
رابطم با گوگولی ابریه ابری است
البته ایشون درگیر کار هاشون هستن
و دیروز ناهار خونه نیومدن
ومنم تهنا بودم .
خبر دیگه ای ندارم اگه بود می گم.
ماریا جونم از ساری رد شدم و زیر تابلو قرارمون تو آسمون یادت نره به یادت بودم اما چون باید سریع بر میگشتیم نشد بیام ببینمت
راستی جریان ننوشتنت چیه؟


