باید برم سر درس و مشقم که امتحانام شروع شده و دارم بدبخت می شم گوگولی گفته اگه نمره هات خوب بشه می برمت یه هفته یک جای خوب![]()
برای اولش باید بگم که الان بعد از گذشت یک قهر دو سه روزه با گوگولی دلم خیلی براش تنگ شده.توی یک خونه هستیم اما انگار اون رفته سفر و من توی خونه تنهام...
البته من بدجنس تر از این حرف هام در اصل من رفتم سفر (توی اتاقم خودم رو زندونی کردم)


ای کاش سر چیز های الکی باهاش دعوام نمی شد که حالا گشنه و تشنه بشینم پشت کامپیوترم و برای شما وراجی کنم.

خدا جونم اگه ایندفعه بیاد جلو برای آشتی قول می دم کوتاه بیام...
خیلی گشنمه....تازه دستشویی هم باید برم ![]()

خونمون هم بی شباهت به میدون جنگ نیست.گوگولی هی رفته برا خودش ناهار و شام تخم مرغ درست کرده و حسابی آشپزخونه رو کثیف کرده به من ربطی نداره باید خودش بره تمیزش کنه
اه کاشکی امروز جمعه نبود و گوگولی میرفت سرکارش تا منم بتونم برم از این اتاق لعنتی بیرون
پ.ن1:تازه الان یانگوم هم شروع میشه و من نمیبینم...


